تدریس و سخنرانی با استراتژیِ ۴۰ ساعت

کارگاه هدفسازی
۱۳۹۵-۰۵-۱۰
گزارش: کارگاه هدفسازی مرداد ۹۵
۱۳۹۵-۰۵-۲۵

تدریس و سخنرانی با استراتژیِ ۴۰ ساعت

در ابتدای کارگاه هدفسازی که هفته گذشته برگزار شد دقایقی در خصوص تحقیق پروفسور دیوید کول صحبت کردم و گفته شد که تعداد بسیار بسیار اندکی از آدم های هدفدار، هدف هاشون رو بازبینی و مرور می کنن. قصد دارم اینجا در مورد یکی از بازبینی های سال نود و پنج خودم بگویم که اهمیتش را فوق العاده استراتژیک میدانم و مطمئنم همکاران مدرس گرامی و همه آنها که دلشان می خواهد روزی حرفه ی شریف معلمی و یاددادن و راهبری رو در پیش بگیرند، با رعایت این استراتژی، قدرت واقعا کم نظیری نصیبشان خواهد شد. و اما بعد:

دوستانی که مدرس و یا علاقمند به تدریس و سخنرانی هستند حتما بخوانند:

در ابتدای کارگاه هدفسازی که هفته گذشته برگزار شد دقایقی در خصوص تحقیق پروفسور دیوید کول صحبت کردم و گفته شد که تعداد بسیار بسیار اندکی از آدم های هدفدار، هدف هاشون رو بازبینی و مرور می کنن. قصد دارم اینجا در مورد یکی از بازبینی های سال نود و پنج خودم بگویم که اهمیتش را فوق العاده استراتژیک میدانم و مطمئنم همکاران مدرس گرامی و همه آنها که دلشان می خواهد روزی حرفه ی شریف معلمی و یاددادن و راهبری رو در پیش بگیرند، با رعایت این استراتژی، قدرت واقعا کم نظیری نصیبشان خواهد شد.

و اما بعد:

ابتدای امسال نشستم مروری بر تمام برنامه هایی که اجرا داشتم کردم و یکی از شاخصه هایی که لازم دیدم بیش از پیش در آموزش هایم ارتقا بدهم «آمادگی» در روش تدریس بود. حتما کلاس ها یا سخنرانی های زیادی بوده اید که دائما به ساعتتان نگاه کرده اید و در دلتان گفته اید: «کاش زودتر تموم بشه»؛ خصوصا کلاس های دانشگاه؛ در مقابل، برنامه هایی هم بوده که دوست داشته اید بیشتر و بیشتر ادامه پیدا کند. باعرض پوزش، علت العلل اصلی کسلی ها، عدم آمادگی مدرس محترم است. آمادگی، منظور فقط تسلط محتوایی نیست؛ آمادگی یعنی برنامه داشتن برای همه آن چیزهایی که لحظه لحظه ی تدریس رو گیرا و جذاب و خلاق تر میکند. دقیقا کاری که اکثر سخنران ها نمی کنند؛ تصورشان این است که ریز به ریز فقط باید مطلب خورد مخاطب داده شود بدون هیچ خلاقیت و یا جذابیت انرژتیکی.

اما نتیجه:

[d style=”4″]ح[/d]حاصل مرور من، وضع یک قانون برای خودم بود به اسم قانون چهل ساعت و خودم رو مقید کردم که برای هر جلسه تدریس یا سخنرانی که معمولا یک الی دو ساعت طول میکشد، باید چهل ساعت آمادگی قبلش داشته باشم؛ اشتباه نکنید: آمادگی این نیست که هی بنشینید کتاب و مقاله و مطلب بخوانید و گوش بدهید؛ آمادگی یعنی برای بخش بخش سخنرانی ات باید بدانی برنامه ات چیست؛ و پابه پا، مخاطبت را با انرژی جلو ببری؛ و این مستلزم این است که با آن بحثی که قرار است ارائه داده شود چهل ساعت زندگی کرده باشی؛ چهل ساعت پابرهنه در کوچه پس کوچه های آن موضوع، راه رفته باشی و مطالب را با عمق وجودت، ارائه بدهی

مدرس نباشید لطفا؛ عاشق باشید

برای همه شما آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم خودم نیز در مسیر پای بندی به این قانون، همچنان پایدار بمانم! ممنون از توجه شما؛ مهدی زارعی

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.